دلــم لڪ زده بـرآﮮِ تـو ...
بـرآﮮِ مـלּ ڪنـآرِ تـو ...
بـــرآﮮِ مـלּ در آغـوشِ تـو ...
بـرآﮮِ همــﮧﮮ بـآ تــو بـودלּ هــآیم ...
معلم گفت:
" دو خط مـــوازی هیچگاه به هم نمی رسند... مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکــــــــــــند...!! "
گفتــــــم:
مـــن خودم را شکـــــــستم؛ پس چرا به او نرسیـــــــــــــدم؟؟؟
لبخند تلخــی زد و گفت:
شایــد او هم به سوی خط دیگـــــــــــــــــــــــــــ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:55 توسط zizi
|
