وای که چه لذتی داره ؛ اونی که با همه وجودت دوسش داری ! یهویی صدات کنه ، عشقم ؟؟؟
بگی جون دلم؟؟؟
بعد بدو بدو بپره بغلت و بوست کنه و بگه.... عاشقـــــــــتم ... !!!من چه خوش خیالانه خیال پردازی میکنم وقتی میدونم حتی 1%هم دوسم نداره
بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد
آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی
آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد
هـیـــــچ نـگـویـد .
هـیـــــچ نـپـرسـد .
...فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد
بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم
تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را
روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد
روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد
روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـیگـیـرد
روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود...
نمی خوام بگم دوستم داشته باش چون می دونم دوستم نداری
نمی خوام بگم عاشقتم چون می دونم عاشق یکی دیگه ای
نمی خوام بگم برای من باش چون می دونم سهم یکی دیگه ای
نمی خوام بگم با من حرف بزن چون می دونم با من حرفی واسه گفتن نداری
فقط میگم ...نمی بخشمت ....
...بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی
بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت.... بخاطر دلی که برایم شکستی
بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی .
نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی.
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی
و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کرد
سخته حرفم رسيده وقت رفتن به ياد اون روزا كه اسمت هر يه سطر دفتر
نقش مي بست چشم با اشك خيرست به فردايي كه توي زندگيم يه بخش ديگست
من نمي دونم بهت نميومد كه خودتو بكشي كنار از كنار من تو بري گلم
نخواستي بفهمي اين رو كه من عاشقتم؟؟؟ فهميدم حق ميدم بهت باشه بخند، به من
واقعا كه حق داري بخندي كه با اون نگاهت منو به رگباري ببندي
كه بدتر از صد تا گلوله سرب داغه با تو فكر مي كردم طلوع صبحه آخه
تا وقتي بودي توي زندگيم من غم نداشتم واست تا جايي كه تونستم من كم نذاشتم
...
ديگه با خاطرات با تو خوشم پس چون كه حتي فكر بي تو بودن كشندست
بذار بگم آخرين سطرم رو بخوني من ميرم تا شايد تو قدرم رو بدوني
سخترفتن بس كه سردم من حرف دل هاي شكستم
من با هر خاطره با غم ميرم با اينكه وابستم
سخته رفتن تلخه حرفم ببين من در ها رو بستم
من از غروب جمعم حتي از سكوت صبحم خستم
.
.ه
.
.
.
سخته حرفم رسيده وقت رفتن گذشت اون روزا تو حرفا بودي حرف أول
حس مي كردم أخيرا حرفات با خراشه اونجا بود كه فهميدم اين قصه آخراشه
وقت رفتنه وقت دفن قلبمه و خودت مي دوني تمومه الكي جو نده
حرف هاي تلخت هم كه نمك زخممه و تنها دلخوشيم به قلم دستمه
و باز منم و حسرت اينكه دوباره تنهام و از خدا حالا مي خوام من دو بال پرواز
مي دوني چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟ بگذريم ديگه زدستم در رفته شمار دردام
تو كه مي دونستي من تكيه گاه محكمتم بگو با من ديگه چرا آخه نوكرتم؟؟؟
من كه هر دقيقم وابسته به دقيقه تو بود من كه حتي لباس تنم به سليقه تو بود
مني كه دست هيچكسي رو با وجودم نمي گرفتم تو باعث شدي كه توي قلبم بميره نفرت
رسيده وقت رفتن هرچند من از دلت خيلي وقته رفتم
باشه تو بردي و اينا برات افتخارن؟؟؟ تو ختم عالمي و منم اند خامم؟؟؟
نكني أهل جبران يا انتقامم خودم بايد دقت مي كردم تو انتخابم