گفته باشم من درد میکشم تو اما چشات و ببند سخت است بدانم میبینی وبیخیالی
از دستم رفتی کاش از قلبم هم میرفتی به این اتفاق شدیدا احتیاج دارم
به چه میخندی؟به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه چیزی؟به شکست دل من؟یا به پیروزی دل خویش؟به چه می خندی تو؟به نگاهم که چگونه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟به چه می خندی تو؟به دل ساده من که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟خنده دار است بخند!
آدم ها می آیند زندگی می کنند می میرند اما فاجعه زندگی در آن هنگام آغاز می شود که کسی از کنارت می رود اما نمی میرد می ماند و نبودنش در بودن تو چنان تهنشین می شود که تو می میری در حالی که زنده ای.
تازه فهمیدم مردها موجودات مسخره ای اند هر کدام به هر نحوی فقط می خواهند له ات کنند تا با اینکار مردانگی خود را ثابت کنند.
اگر کسی دلت را شکست نفرینش نکن فقط دعا کن تکه های قلبت زندگی اش را نابود نکند.
کاش می فهمیدی قهر می کنم تا دستم را محکم تر بگیری و بلندتر بگویی بمان نه اینکه شانه هایت را بالا بیندازی و بگویی هر جور راحتی.
آدم ها تنها که نباشند می روند تنها که می شوند بر می گردند
وای به نیمه شبی که بیدار شوم تو را بخواهم و خود را در آغوش دیگری بیابم.
نه گریه نمی کنم به گمانم چیزی رفته تو چشام فک کنم یه خاطره است.
خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نزار.
هی غریبه رو کسی دست گذاشتی که همه دنیا منه بی وجدان انقدر ساده بهش نگو دوست دارم.
هر کی دلت رو شکست دلشو نشکن یه روز دلش میشکنه صداش در میاد.
دردناک است دوس بداری و گان کنی دوستت دارند حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او.
سخت است وقتی از بغض گلویت درد بگیرد وهمه بگویند لباس گرم بپوش
هییییییییییییییییییییییییییییییییس!آرام باشید عشقم در آغوش کسی خوابیده.