آرزومه که یه روز
تو کلبه ی قشنگمون
یه شب صاف مهتابی
با دیوارای عنابی
دست بکشم رو گونه هات
خیره بشم به اون چشات
حس کنم کنارمی
تو آغوش گرم منی
سرت رو شونه هام باشه
دستات توی دستام باشه
نگات تو چشم من باشه
لبات روی لبهام باشه
از عشق هم بگیم
از امروز و فردا بگیم
با این دلهای پاکمون
یه جشن کوچک بگیریم

این حالت و بهم قول بده
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:6 توسط zizi
|