گوشی ـمو برمی ـدارم ...
می ـرم توی پوشه ی عکس ـآم ...
یه پوشه هست اسم ـِشو گذاشتم khoshjele
انگشت ـمو روش نگه می ـدارم ...
با یـه بغض ِ پُــر از درد دیلیت رو می ـزنم ...
می ـرم توی پوشه ی اس ام اس ـآم ...
یه پوشه هست اسم ـِشو گذاشتم MaheMan
با دست ـآی لــرزون ... دیلیت ...
اون چشم ـآی مست ـی که توی عکس ـآ بود ،
دیلیت ...
متن ِ چت ـهامون که گاهی ساعت ـها می ـخوندم ـشون ،
دیلیت ...
حس ِ ناب ـی که تورو می ـخواد ،
دیلیت ...
تو از زندگی ِ این بانو ،
دیلیت ...
این بانـــــــــــــ ـــــــو ...
دیلیت ...
خط به خط ِ احساســــم ،
دیلیت ...
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:57 توسط zizi
|