جای خاطراتت درد میکنه.....
دارم جون میکنم....
جنون گرفتم...
تو چطور میخوای یه روز جواب دل لعنتی من رو بدی؟
تعویض من باکی؟؟؟؟؟
ساعت هارا بگویید بایستن بیهوده زیستن را شمردن ثمری نیست
گاهی واقعا یهو این شکلی یه جا میشینم ومیخوام بزنم زیر گریه اما اشکهامم میگن بسته...


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:39 توسط zizi
|