تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد ....
اما شبها .....
وای از شبها ..........!!!
هوای آغـــوشت دیــوانه ام میکند ...
و من در اشک غـــرق می شوم .....
اما تــو خـیسی چـشمان مـــرا بـــــــــاور نداری .. !
همان گونه که عــشــقــم را نیز بــــــاور نداری ..........!!!
چه دردیست که من در حسرت یک لحظه دیدارت ...
ذره,ذره میسوزم ...
و تو .......
اما شبها .....
وای از شبها ..........!!!
هوای آغـــوشت دیــوانه ام میکند ...
و من در اشک غـــرق می شوم .....
اما تــو خـیسی چـشمان مـــرا بـــــــــاور نداری .. !
همان گونه که عــشــقــم را نیز بــــــاور نداری ..........!!!
چه دردیست که من در حسرت یک لحظه دیدارت ...
ذره,ذره میسوزم ...
و تو .......
تو به راحتی کسی را در اغوشت جای میدهی
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:51 توسط zizi
|