آدم که گم شد..

ممکن است پیدا شود...

ولی دیگر ممکن نیست آدم شود...

مانند عشق...

عشق اگر از بین رفت...

ممکن است دوباره بتوان

آن را از نو ساخت...

اما دیگر ممکن نیست بتوان 

اسمش را عشق گذاشت..

حتی اگر من بازگردم

ممکن نیست دیگر بتوانم

مثل قبل با تو باشم...

دلم از دستت رنجید...

تو آبروی مرا پیش دلم بردی...

حتی اگر بر گردم..

ممکن نیست دیگر دوستت داشته باشم..

اما جالب اینجاست

دل من رنجید...

تنهایی قسمت تو شد..

غم قسمت تو شد..

این را همیشه به یاد داشته باش

یکی اون بالا نشسته..

داره نگا میکنه

به من

به تو

به همه

نمیخوام بگم نفرینت کردم...

نه اصلا...

اما از خدا خواستم که 

هیچوقت ، هیچکس به اندازه من

دوستت نداشته باشه..

تو فکرمیکنی شرط 2 سال

رو کی گذاشت؟تو فکرمیکنی کی جلوی همه وایسادمعلومه که من...اما برای کی این کارارو کرد؟برای تو..که یه روزی اینجوری دلمو برنجونی..نه این حقم نبود...