از روزت می پرسم , از بچه ها می پرسم , از کارت , از حالت ...
از روزم می گم , از بچم ,از کارم ,از حالم ...
و تو با حوصله گوش می کنی و ادامه می دی " دوست دارم ولی بهتر نیست برای اون کارت ...."
می ره تو روزمره و به روت هم نمیاری سردی منو ... دکتر میشی باز
امروز که گفتی دوسم داری فقط صورتمو پشت دستام قایم کردم و نشستم جلوت
اولین بار بود که نفهمیدی چرا ... آروم دستامو زدی کنار و با خنده گفتی : چیه ؟
- هیچی ... می خوام ببینم باز چی کار کردم ... باز چرا می خوایی دعوام کنی
با اون خنده ای که تو چشمات می رقصید ,دستامو تو دستای بزرگ مردونت له کردی و گفتی :
- دوست دارم همین ... بی بهونه
دروغ گفتم بهت و تو هم نفهمیدی ... صورتمو قایم کردم چون ترسیدم ببینی حرفمو تو چشام باز ...
ولی همه این بازی ها ... همه حرف چشام... همش تو همین پرانتز کوچولو جا میشه :
( منم دوستت دارم )
بعضی حرفا تو دل بمونه عقده میشه موافقین ؟