وقت رفتن یادت هست
یادت هست می خندیدم
یادت هست گفتم گوشهایت را بگیر
و من بلندتر خندیدم
گفتم زبان اشاره میدانی؟
گوشهایت بگیر
با اشاره گفتم
برو به سلامت
خدا پشت و پناهت
من دیوانه نبودم
میخواستم صدای شکستن دلم
گوشت را نرنجاند
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:16 توسط zizi
|